گلشيدگلشيد، تا این لحظه: 17 سال و 4 ماه و 29 روز سن داره

شکلات

وبلاگ 10 ساله ی من و مامانم

لك سونيا حنا

اينم خرگوشي كه واسه گلشيد خريدمش اما بعد از يك ماه برديم پسش داديم چون به طرز وحشتناكي در حال رشد كردن بود و هر چي سيم داشتيم مي جويد.  روز اول گلشيد اسمش گذاشت «لك»    بعد از چند روز اونو سونيا صدا مي كرد و روزهاي آخر هم اسمش سونيا بود. ...
8 تير 1392

فرشته نازنين من

دختر قشنگم چند روز پيش گفت كه به من اتفاق (افتخار) ميكنه !! همش در حال برنامه ريزي براي طول روزه ! و مدام مي پرسه كه بعد از اين كار چيكار ميكنيم يا فردا چيكار ميكنيم؟ هر كاري كه براش انجام بدي تشكر يادش نميره و بابت كارايي كه چند هفته پيش هم براش كردي تشكر ميكنه!  اشتياق زيادي داره كه زودتر بره مدرسه و من بهش گفتم هروقت دندونات لق شه و بيوفته ميري مدرسه بنابراين روزي صدبار ميگه كه مامان دندونم لق شده!!  خيلي خوشمزگي هاي ديگه هم داره كه الان يادم نمياد ....... ...
7 تير 1392

حرف هاي خوشمزه اين روزها

-مامان باد لاكهامو برده،‌ يه دستمال ببند به انگشتام. -مامان فهميدي من چي ميگم؟ دارم بربي(عربي) حرف مي زنم؟ -مامان حالا كه هوا گرم شده ديگه شلوار آستين كوتاه بپوشم؟ -و......  
18 فروردين 1392

کبری=میکروبی

دیروز گلشید گفت مامان قصه میگی؟ منم فکر کردم و فکر کردم تا یه قصه جدید بهش بگم، که یهو نمیدونم چرا یاد تصمیم کبری افتادم. پس با حفظ شخصیت اصلی داستان، قصه رو کمی تغییر دادم و براش تعریف کردم. خیلی خوشش اومد و رفت. تا اینکه امروز هم مثل هر روز اومد و گفت مامان یه قصه بگو. بعد بلافاصله اضافه کرد قصه ی ... قصه ی... قصه ی میکروبی رو بگو... من هاج و واج مونده بودم که میکروبی دیگه کدوم جوونوریه که یاد کبری افتادم. گفتم منظورت کبری ست؟ گلشیدم با خنده گفت آره کبــــــــــــــــری، کبــــــــــــــری!!!!!!!!!!!!
16 ارديبهشت 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به شکلات می باشد