کبری=میکروبی
دیروز گلشید گفت مامان قصه میگی؟
منم فکر کردم و فکر کردم تا یه قصه جدید بهش بگم، که یهو نمیدونم چرا یاد تصمیم کبری افتادم. پس با حفظ شخصیت اصلی داستان، قصه رو کمی تغییر دادم و براش تعریف کردم. خیلی خوشش اومد و رفت.
تا اینکه امروز هم مثل هر روز اومد و گفت مامان یه قصه بگو. بعد بلافاصله اضافه کرد قصه ی ... قصه ی... قصه ی میکروبی رو بگو...
من هاج و واج مونده بودم که میکروبی دیگه کدوم جوونوریه که یاد کبری افتادم. گفتم منظورت کبری ست؟
گلشیدم با خنده گفت آره کبــــــــــــــــری، کبــــــــــــــری!!!!!!!!!!!!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



کبری=میکروبی
