بدون عنوان
داشتم ميوه ميخوردم كه يه دفعه گلشيد با حالتي بسيار سرزنش آميز گفت مامان مواظب باش آب داره مي چركه روي دستت!!!!!!!!! ...
نویسنده :
س.ک
14:29
دارم كوچيكتر ميشم
گلشيد: مامان من: بله؟ گلشيد: بيچاره شدم من: چي شده چرا؟ گلشيد: دارم كوچيكتر ميشم!!! من: (البته توضيح ديگه اي نداد كه چه جوري به اين نتيجه رسيده كه داره كوچيك ميشه و منم خيلي كنجكاوي نكردم.) ...
نویسنده :
س.ک
16:07
وقتي گلشيد از مامانش...
گلشيد در حال بازي كردن با خودش، رو كرد به من و گفت: مامان وقتي هنوز به دنيا نيومده بودي من اين بازي رو با اون دوستم كه بلوزش زرد هست هميشه ميكردم. ...
نویسنده :
س.ک
18:21
نماز و روزه هاتون قبول!
دعا كردن به سبك گلشيد
خداجون براي من عروسك بخر قابلمه و شوفاژ بده (خدا مي دونه ربط اين دوتا به هم و ربطشون به گلشيد چيه؟) خدايا مجكلم(متشكرم) كه به مامانم گوشي دادي. (!) ...
نویسنده :
س.ک
1:29
حرفهاي خوشمزه 2
مامان من از زوبيلا ( زولبيا) خيلي خوشم مياد. مامان اگه من خراب شم، خدا منو درست ميكنه؟ مامان من بهت اجازه ميدم برام عروسك بخري ها ! و حرفاي ديگه كه الان هميناش يادم مياد ... ...
نویسنده :
س.ک
0:01













